از همه جا (بیست و دومین نسخه)

هوالحق



اول : سردمداران اصلاحات به تاریخ باید جواب دهند که چرا و چگونه

در انتخاباتی که تمام ناظران و مجریانش را متهم به تقلب کردند

شرکت کردند و اتفاقا برنده هم شدند ؟؟؟

آن دروغ بزرگ را چگونه برای تاریخ جواب خواهند داد ؟؟؟

ظلمی که در حق مردم و کشور شد را چگونه جوابگو خواهند بود ؟؟؟


دوم : رفتار کاندیداهای شکست خورده  در قبال  قبول شکست و تبریک

به رقیب یک عمل راستین در حفظ جمهوریت نظام سیاسی کشور بود 

رفتار 4 سال گذشته رقیبان شکست خورده را هیچگاه فراموش نخواهیم

کرد رفتاری که طفیلی و نورچشمی لوس و ...سیاست از خودش نشان داد


سوم : درست است که دو شماره بالا لحنی گلایه آمیز و دلخوری از بعضی ها

را داشت ولی  قصدم فقط یادآوری بود چون عمیقا معتقدم امروز کشورمان نیاز

به همدلی و همیاری همه مردم کشور را دارد امروز باید به اشتراکات توجه کرد

به عقلانیت و اعتدال و تدبیر ...


چهارم : نگاه سیاه و سفیدی مردم ما متاسفانه رنج آور است و بد ...

هزاران انتقاد به آقای احمدی نژاد وارد است و قبول دارم اما آیا ایشان

در این کشور یک گام مثبت هم برنداشته است ؟؟؟بیاییم به نسل آینده

یاد دهیم نگاه صفر و یکی خوب نیست و واقعگرا و منصف باشیم .


پنجم : دولت آمریکا قبل از انتخابات بخشی از تحریم که مربوط به گوشی های

تلفن همراه و تجهیزات کامپیوتری و ...بود را لغو کرد و معاون وزیر امور خارجه

دولت آمریکا از بنگاه سخن پرانی کاملا بی طرف بی بی سی با آب و تاب

فراوان و هزاران منت بر سر مردم ایران داشت این خبر را اعلام میکرد و میگفت

حق مردم ایران است که بتوانند به راحتی ارتباطات داشته باشند و ...

آخه یکی نیست بگه زنک دروغگو مردم ایران آیا نیاز به دارو ندارند ؟؟؟آیا

حقشان سلامتی نیست ؟؟؟آیا کودکان سرطانی این کشور حق ندارند

با مصرف دارو سلامتی شان را باز یابند و یا  چند روز بیشتر زندگی کنند؟؟؟

آمریکایی ها فکر میکردند این انتخابات هم به درگیری ختم میشود و آنان

هم از طریق موبایل و فیسبوک و ...ماهی خود را از این آب گل آلود خواهند

گرفت ...اما مرحبا به این مردم هوشمند و زیرک ...


ششم : راستی مجریان و ناظران انتخاباتی که نمیتوانستند با جابجایی سیصد

هزار رای انتخابات را دو مرحله ای کنند چگونه یازده میلیون رای را جابجا کردند ؟؟؟

 

 



اکسیر

هوالاول

به چه ساغری میشود لب نهاد تا مستی را مست کرد 

به کجای آسمان میشود خیره شد تا آبی های عالم را 

مجنون خود ساخت ...من اکسیر میخواهم نه از جنس 

ماندن اکسیری برای یک رفتن ...رفتنی برای اوج ...رفتنی

از جنس رجعت به آن اقلیمی که خاک و آبش گل وجودم شد .

اکسیری میخواهم خانمان سوز که هیچکس هوس خواستنش

 را نکند.