بعضی وقتها از حکمت خدا درمونده میشی ...بعضی وفتها تشخیص

نعمت و نقمت , رحمت و زحمت و ...برات سخت میشه اونقدر سخت

که دوست داری بری از خود صاحب این دنیا مستقیم بپرسی قضیه

چیه ؟؟؟

چند وقت پیش تصادف کردم یعنی یکی محکم با تاکسی زردش کوبید به

در سمت راننده ماشینم .و منم پرت شدم اونور ماشین که الحمدلله

بخیر گذشت و جز زیان مالی خسارت دیگری نداشت .

متاسفانه راننده تاکسی مقصر شناخته شد  و دردسر تازه شروع شد

ایکاش من مقصر بودم تا از بیمه بدنه ماشینم استفاده میکردم و راننده

تاکسی بدبخت گرفتار نمیشد .وقتی نمایندگی به راننده تاکسی گفت

هزینه تعمیر  در ماشین میشه قریب به 10 میلیون تومان دیدم بنده خدا

غش کرد کف زمین و فریاد و داد و ....

کلی به خدا گلایه کردم ...آخه چرا این بدبخت ؟؟پلیس بجای اینکه به

داد این بنده خدا برسه شروع کرد به داد و بیداد کردن و دعوا کردن با

این راننده که برو بابا این فیلمها دیگه جواب نمیده و ...خیلی بد صحبت

کرد باهاش ...ناراحت شدم و همونجا با پلیس درگیر شدم که چرا با یک

پیرمرد 65 ساله اینجوری رفتار میکنید .بیشتر از خدا گلایه مند شدم و

رفتم کنار پیرمرد نشستم کمی بهش دلگرمی دادم و اونم شروع کرد

به درد دل و ...پاچه شلوارشو زد بالا و پای عمل کرده و درب و داغونش رو

به من نشون داد به اضافه اینکه دکمه پیراهنش  رو باز کرد و آثار عمل

قلب بازی که پارسال انجام داده بود را هم نشون داد .

اینقدر کفری شدم که دیگه کارم با خدا فراتر از گلایه و ...شد ...

همون جا بهش گفتم هر چی بیمه ات جواب میده میگیرم و بقیه اش

هم بی خیال ...

فرداش ماشین را بردم نمایندگی و سپردم واسه تعمیر و ....

در کمال ناباوری ماشین با هزینه ای در حد همان پرداختی بیمه درست شد و

هقته بعد هم یک مشتری خوب و ماشین باز طالب ماشینم شد

و با یک قیمت خیلی خوب خرید و ....

وقتی که داشتم چک فروش ماشین را نقد میکردم گفتم خدایا

شکرت که همان لحظه یاد گلایه های خودم و خدا در روز تصادف

افتادم و کلی شرم کردم ...

واسه همینه که میگم :

بعضی وقتها از حکمت خدا درمونده میشی ...بعضی وفتها تشخیص

نعمت و نقمت , رحمت و زحمت و ...برات سخت میشه اونقدر سخت

که دوست داری بری از خود صاحب این دنیا مستقیم بپرسی قضیه

چیه ؟؟؟

 

+ نوشته شده در پنجشنبه ششم آذر 1393ساعت 8:57 توسط محمد مهدی بازاری |

سلام

 

والله این جرفهایی که در چند پست قبلی خدمت دوستان عرض کردم برای این بود 

که اهمیت بانکداری اسلامی و به نوعی دوری جستن از ربا را تا حدودی بتونم گوشزد 

کنم .

اما آنچه که پر واضح و مبرهن است این مطلب می باشد که سیستم بانکداری ما در ایران

فاصله بسیاری با بانکداری اسلامی دارد و آنچه در بعضی از حوزه ها ی بانکی آنهم بواسطه

برخی از بانکها در حال انجام است  را هم بایستی دید در حوزه نظر تا عمل فاصله ها به چه میزان است .

البته ناگفته نماند این ضعف بزرگ اقتصادی که منظور همان سر در گمی ساختاری و

کسب و کاری بانکها در ایران می باشد متاسفانه مبدل شده است به یکی از حربه های

اثر گذار در فضای بی صداقت سیاست .

همه گروه های سیاسی در هنگام انتخابات و رقابتهای سیاسی به نوعی بانکها را میکوبند و در عرصه

عمل وقتی در مسند کار قرار گرفتند اوضاع همچنان بر روال سابق و یا بعضا بدتر از قبل

هم میشود .مثلا وقتی دولت قبل به روی کار آمد یکی از شعارهایشان بدهکاران دانه درشت

بانکها بود و بحث مطالبات معوق سرسام آور بانکها .دقیقا یادم می آید که در اوائل کار دولت

قبلی در دور اول دولت معوقات بانکی حدودا پانزده هزار میلیارد تومان بود و در سال آخر دولت در دور

دوم این رقم یه بیش از هفتاد هزار میلیارد تومان رسید .

یعنی خدائیش اگه زحمت نمیکشیدند و مبارزه با فساد و معوقه های بی حساب و کتاب بانکها

را شعار خود نمیکردند فکر کنم رقم کل مطالبات معوق بانکها بعد از 8 سال کمتر از این رقم میشد.

البته این دولت جدید هم در این حوزه شعار زیاد می دهد ببینیم آخر این

شاهنامه چه خواهد شد .

+ نوشته شده در یکشنبه دوم آذر 1393ساعت 11:15 توسط محمد مهدی بازاری |

او مهربان ترین است

 

سلام و عرض ادب و احترام

راستش بنا به حضور مجدد در فضای بلاگستان نداشتم  و ندارم حداقل بصورت قبل .

و پست قبلی هم به نوعی تشکر از لطف دوستانی بود که در این ایام یادی از بنده

کرده بودند .شعر هم یکی از دوستان بصورت کامنت برام فرستاده بود که من چون

از محتواش خوشم اومده بود شعر را کپی کردم و کامنت را حذف و برای همین دقیقا

نمیدونم این شعر ارسالی از کدام یک از دوستان است که چند تا مطلب در خصوص

پست قبل را لازم به تذکر میدونم :

1.حدسم اینه که این شعر از دکتر عزیز یا همشهری خوبم و یا دوست خوبم اخوان باشه

2.بابت شعر ممنون و در ذیل همان شعر در پست قبلی تشکر کرده ام  و باز مجددا تشکر

میکنم که به هر حال انگیزه ای شد برای دوباره بودن

3.بخدا من اشتهام زیاد نیست و از این توهم ناعادلانه فاصله بگیر

 

سعی میکنم اگر بنا باشه دوباره اینجا باشم بیشتر در حوزه بانکداری در ایران , اقتصاد و

کسب و کار باشه که به حوزه کاری خودم هم ربط داشته باشه.و خوشحال میشم بتونم

از نظریات دوستان و همکاران فرهیخته و عزیزم بهره مند بشم .

در پناه یزدان

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 9:1 توسط محمد مهدی بازاری |

مطالب قدیمی‌تر